گروه دلنوازان،کانال دلنوازان،گپ دلنوازان
 
دلنوازان
--------------------------------------------------

 

 

دلت بگیرد و با بغض هم پیاله شوی

سراغ یار بگیری به غم حواله شوی

تولدت بشود او نباشد و کم کم

میانه ی دهه سوم هزار ساله شوی

 

هنوز منتظر نامه و جوابی و پست

 تو فکر میکنی اصلا هنوز عاشق توست ؟؟

چقدر اوایل شهریور تو دلگیرست

چقدر مثل منی در اواخر آگوست...

 

تولدت بشود ، هیچکس نمیداند

پرنده ای که غمش را قفس، نمیداند

به انتظار کسی می نشینی و اما

هنوز فرق تو را با هوس نمیداند

 

تولدت بشود ، در غمش سکوت کنی

و آرزوی دلت را نگفته ، فوت کنی

و مثل اشک که بر گونه هات می لغزد

بلغزی و ته دنیای خود سقوط کنی

 

سقوط کن که تو را هیچکس نمی فهمد

سکوت کن که تو را هیچکس نمی فهمد

که بغض و حنجره مثل قناری و قفسند

غم قناری من را قفس نمی فهمد...

 

 


برچسب‌ها: لینک گروه تلگرام, لینکدونی تلگرام, لینک کانال تلگرام, لینک تلگرامی
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

ای که انکار کنی عالم درویشان را

تو ندانی که چه سودا و سرست ایشان را

 

گنج آزادگی و کنج قناعت ملکیست

که به شمشیر میسر نشود سلطان را

 

طلب منصب فانی نکند صاحب عقل

عاقل آنست که اندیشه کند پایان را

 

جمع کردند و نهادند و به حسرت رفتند

وین چه دارد که به حسرت بگذارد آن را

 

آن به در می‌رود از باغ به دلتنگی و داغ

وین به بازوی فرح می‌شکند زندان را

 

دستگاهی نه که تشویش قیامت باشد

مرغ آبیست چه اندیشه کند طوفان را

 

جان بیگانه ستاند ملک‌الموت به زجر

زجر حاجت نبود عاشق جان‌افشان را

 

چشم همت نه به دنیا که به عقبی نبود

عارف عاشق شوریدهٔ سرگردان را

 

در ازل بود که پیمان محبت بستند

نشکند مرد اگرش سر برود پیمان را

 

عاشقی سوخته‌ای بیسر و سامان دیدم

گفتم ای یار مکن در سر فکرت جان را

 

نفسی سرد برآورد و ضعیف از سر درد

گفت بگذار من بیسر و بی‌سامان را

 

پند دلبند تو در گوش من آید هیهات

من که بر درد حریصم چه کنم درمان را

 

سعدیا عمر عزیزست به غفلت مگذار

وقت فرصت نشود فوت مگر نادان را

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: چت تلگرام, لینک تلگرام, عاشقانه های تلگرام, گپ تلگرام
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

دل می برد مثل نگاه گاه گاهت

پیراهنِ آبی-سفیدِ راه راهت

 

با چشم هایت در نمی آویزم ای عشق

می ترسم از خشم کماندار سپاهت

 

داد و فغانم در تمام شهر جاری است

پر کرده دنیا را طنین قاه قاهت

 

صد طایفه دل در پی بوسیدنت بود

من هم یکی از عاشقان رو سیاهت

 

سوی کدامین قبله "نامت" را بخوانند

خیلِ به خاک افتادگانِ بارگاهت؟

 

حالا چه خواهی کرد رب‌النوع این عشق

با پیروان کافر اما بی گناهت

 

من کیستم وقتی تو بالاترنشینی!

بچه‌ پلنگی در پی تسخیر ماهت 

 

شاعر تو را سهمی از آغوش جهان نیست

در گوش هر دلداده پیچیده است آهت ...

 

 


برچسب‌ها: گپ تلگرام, کانال تلگرام, گروه تلگرام, لینک تلگرام
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

لیلای خوب قصه ها را میشناسم

معشوقه ای بی ادعا را می شناسم

 

خورشید سر خم می کند بر تار مویش

آری عیار این طلا را می شناسم

 

پیرآهنش چون باغ نارنج و ترنج است

آن معدن مهر و وفا را می شناسم

 

رنگ لبانش چون شکوفه های گیلاس

گل بوسه های بی هوا را می شناسم

 

تندیس ناهید و ونوس و آفرودیت است

با کفر اندامش خدا را می شناسم

 

از خاطرش رفتم ولی در شهر قلبش

پس کوچه های آشنا را می شناسم

 

کوهم ولی در چشمهایش کاه بودم

من آن دو چشم کهربا را می شناسم

 

در آینه هر لحظه رنگی تازه دارد

بر خودپرستی مبتلا را می شناسم

 

از تیغ چنگیز نگاهش زخم خوردم

این زخمهای بی دوا را می شناسم

 

من در سکانس چندم این فیلم ماندم

بازیگر نقش شما را می شناسم

 

 


برچسب‌ها: چت تلگرام, لینک تلگرام, عاشقانه های تلگرام, گپ تلگرام
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

من و تو شاخصِ بالقوهٔ یک معجزه ایم

صحنهٔ منحصر از پنجره و منظره ایم!

از صدایِ من و تو گوش جهان کَر شده است

ما فرا صوت بجا ماندهٔ یک حنجره ایم

ما به دسـتور و کمــی زور الان اینجاییم

سیب یاگندم و جو خوردهٔ یک مزرعه ایم

فاصله یا طبقه،رتبه شعار است ....شـعار

من و تو سـاکنِ یک رتبه ویک مرتبه ایم

کُرد و لُر،تُرک و عرب یا نه بلوچ،حتی فارس

تفرقه ست!ما همه انسانِ همین منطقه ایم

عـمرِ با ارزشمان مصرف بی ارزش شد

من و تو زخمِ زبان خورده یک عقربه ایم

همـه در حصـرِ بلندایِ همیـن دیـواریم

من وتو درعطشِ محضِ کمی پنجره ایم

 


برچسب‌ها: مطالب تلگرام, مطلب کانال تلگرام, مطلب گروه تلگرام, مطلب گپ تلگرام
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

من زلزله ای آنی ام! از من بگریزید

آوار پشیمانی ام از من بگریزید

 

چون‌ سیلِ سرازیرازآغوش طبیعت 

بارآورِ ویرانی ام! از من بگریزید

 

ذرات بلا می چکد از ابر وجودم

طوفانیِ طوفانی ام از من بگریزید

 

چون سکه دو رو دارم انسانم و شیطان!

آن لحظه که شیطانی ام, از من بگریزید

 

این دُم که نهادید به دوشم خ‍ُمِ خشم است

من کژدم کاشانی ام از من بگریزید

 

زخمی تر از آنم که بخواهید و ببخشم

من کینه ی طولانی ام از من بگریزید

 

فرق من و ما رنگ سپیدیست که خورده ست

 بر پهنه ی پیشانی ام ( آری ) بگریزید !

 

 


برچسب‌ها: گپ تلگرام, کانال تلگرام, گروه تلگرام, لینک تلگرام
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

۱۰۶۹- به روشنای تو زل میزند سیاهی ها

شبیه غبطه ی جامانده ها به راهی ها

 

بجز سلام به تو ، آن هم اکثرا از دور

چه کرده ایم در این عمری از تباهی ها؟

 

به پیشگاه شما سر به زیر می آیم

به سربلندترین شکل عذرخواهی ها

 

دو لنگه درب حرم باز ، مثل آغوشت

همیشه هست پذیرای بی پناهی ها

 

ازین به بعد ندارند تاب دریا را

که خواب حوض تو را دیده اند ماهی ها

 

که سنگفرش تو از جنس چشم آهوهاست

و خاک پای تو اکسیر خوش نگاهی ها

 

دوباره باید ازینجا به جاده زل بزنم

همان حکایت جامانده ها و راهی ها

 

 


برچسب‌ها: گپ تلگرام, کانال تلگرام, گروه تلگرام, لینک تلگرام
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافت

زمین در گردشش با تو مداری تازه خواهد یافت

 

دل من نیز با تو بعد از آن پاییز طولانی

دوباره چون گذشته نوبهاری تازه خواهد یافت

 

درخت یادگاری باز هم بالنده خواهد شد

که عشق از کُندهٔ ما یادگاری تازه خواهد یافت

 

دهانت جوجه‌هایش را پریدن گر بیاموزد

کلام از لهجهٔ تو اعتباری تازه خواهد یافت

 

بدین سان که من و تو از تفاهم عشق می‌سازیم

از این پس عشق‌ورزی هم، قراری تازه خواهد یافت

 

من و تو عشق را گسترده‌تر خواهیم کرد، آری

که نوع عاشقان از ما تباری تازه خواهد یافت

 

تو خوب مطلقی، من خوب‌ها را با تو می‌سنجم

بدین سان بعد از این خوبی، عیاری تازه خواهد یافت

    

جهان پیر ـ این دلگیر هم، با تو، کنار تو

به چشم خسته‌ام، نقش و نگاری تازه خواهد یافت

 


برچسب‌ها: چت تلگرام, گروه تلگرامی, گپ تلگرام, گروه کانال تلگرام
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

 چقدر ساده به هم ریختی روان مرا

بریده غصّه ی دل کندنت امان مرا

 

قبول کن که مخاطب پسند خواهد شد

به هر زبان بنویسند داستان مرا

 

گذشتی از من و شب های خالی از غزلم

گرفته حسرت دستان تو جهان مرا

 

سریع پیر شدم آنچنان که آینه نیز

شکسته در دل خود صورت جوان مرا

 

به فکر معجزه ای تازه بودم و ناگاه

خدا گرفت به دست تو امتحان مرا

 

نه تو خلیل خدایی نه من چو اسماعیل

بگیر خنجر و در دم بگیر جان مرا

 

تو را به حرمت عشقت قسم بیا برگرد

بیا و تلخ تر از این مکن دهان مرا

 

چه روزگار غریبی است بعد رفتن تو

بغل گرفته غمی کهنه آسمان مرا

 

تو نیم دیگر من نیستی ؛ تمام منی

تمام کن غم و اندوه سالیان مرا

 

 


برچسب‌ها: مطالب تلگرام, مطلب کانال تلگرام, مطلب گروه تلگرام, مطلب گپ تلگرام
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

گفتی احساس به یغما برده داری، می خرم

باغبانی و گل پژمرده داری، می خرم

 

گفتی از ترس فلک، یک عالم احساس نجیب

گوشه ی پیراهنت افسرده داری، می خرم 

 

گفتی انگار از نبرد خویش با دل می رسی

نوجوان کشته ای بر گُرده داری، می خرم

 

گفتی از بی عاشقی در تیر باران غزل

یک بغل مصراع پیکان خورده داری، می خرم 

 

جای فریاد و سرور کودکانه در دلت

گفته بودی عندلیب مرده داری، می خرم 

 

گفتی از آن عمر سرتاسر زمستان، یادگار

بی نهایت شعر سرما خورده داری، می خرم 

 

عمر کوتاه من و تو در حد اندازه نیست

هر چه اندوه و غم نشمرده داری، می خرم 

 

 


برچسب‌ها: گپ تلگرام, کانال تلگرام, گروه تلگرام, لینک تلگرام
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

- بو نبرده همسایه، سعی کن نهان باشد

دوست دارمت خیلی، بین خودمان باشد

 

 چشمه چشمه آوازم سبزه سبزه شادابی

این جوانه را بگذار همچنان جوان باشد

 

 انجماد جان از نو، ذوب شد زلالی شد

طبع من هوس دارد باز هم روان باشد

 

 قفل بسته را وا کن واژه ای مهیا کن

بار ذهن من بگذار بر سر زبان باشد

 

 زندگانی بی عشق انتحار تدریجی ست

آمدن نمی صرفد این قدَر گران باشد

 

 ناگهان به سروقتم آمد و نجاتم داد

بوی زندگی دارد هر چه ناگهان باشد

 

 در حریق حیرانی زنده زنده می سوزد

از بلای این جلوه هر که در امان باشد

 

 پله ای بیا پایین ای اجابت شیرین!

دست های من تا کی رو به آسمان باشد

 

 ای دل ای دل تنها! عشق آمده هو! ها!

هیچ کس نمی خواهم با تو مهربان باشد

 

 


برچسب‌ها: چت تلگرام, گروه تلگرامی, گپ تلگرام, گروه کانال تلگرام
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

با همین چشم های خود دیدم، زیر باران بی امان بانو!

درحرم قطره قطره می افتاد آسمان روی آسمان بانو

 

صورتم قطره قطره حس کرده ست چادرت خیس می شوداما

به خدا گریه های من گاهی دست من نیست مهربان بانو

 

گم شده خاطرات کودکی ام گریه گریه در ازدحام حرم

باز هم آمدم که گم بشوم من همان کودکم همان، بانو

 

باز هم مثل کودکی هر سو می دوم در رواق تو در تو

دفترم دشت و واژه ها آهو...گفتم آهو و ناگهان بانو...

 

شاعری در قطار قم - مشهد چای می خوردو زیر لب می گفت:

شک ندارم که زندگی یعنی، طعم سوهان و زعفران بانو

 

شعر از دست واژه ها خسته است بغض راه گلوم را بسته است

بغض یعنی که حرف هایم را از نگاهم خودت بخوان بانو

 

این غزل گریه ها که می بینی آنِ شعر است، شعر آیینی

زنده ام با همین جهان بینی، ای جهان من ای جهان بانو

!

کوچه در کوچه قم دیار من است شهر ایل من و تبار من است

زادگاه من و مزار من است، مرگ یک روز بی گمان...

 

 


برچسب‌ها: عاشقانه تلگرام, چت تلگرام, گپ تلگرام, لینک تلگرام
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

منم یا رب در این دولت که روی یار می‌بینم

فراز سرو سیمینش گلی بر بار می‌بینم

 

مگر طوبی برآمد در سرابستان جان من

که بر هر شعبه‌ای مرغی شکرگفتار می‌بینم

 

مگر دنیا سر آمد کاین چنین آزاد در جنت

می بی درد می‌نوشم گل بی خار می‌بینم

 

عجب دارم ز بخت خویش و هر دم در گمان افتم

که مستم یا به خوابم یا جمال یار می‌بینم

 

زمین بوسیده‌ام بسیار و خدمت کرده تا اکنون

لب معشوق می‌بوسم رخ دلدار می‌بینم

 

چه طاعت کرده‌ام گویی که این پاداش می‌یابم

چه فرمان برده‌ام گویی که این مقدار می‌بینم

 

تویی یارا که خواب آلود بر من تاختن کردی

منم یا رب که بخت خود چنین بیدار می‌بینم

 

چو خلوت با میان آمد نخواهم شمع کاشانه

تمنای بهشتم نیست چون دیدار می‌بینم

 

کدام آلاله می‌بویم که مغزم عنبرآگین شد

چه ریحان دسته بندم چون جهان گلزار می‌بینم

 

ز گردون نعره می‌آید که اینت بوالعجب کاری

که سعدی را ز روی دوست برخوردار می‌بینم

 

 


برچسب‌ها: عاشقانه تلگرام, چت تلگرام, گپ تلگرام, لینک تلگرام
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و یکم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

حرم امن تو کافی است هراسان شده را

 

مثل شه راه بده آهوی گریان شده را

 

 

 

دل سپردیم به آن معجزه ی چشمانت

 

تا که آباد کنی خانه ی ویران شده را

 

 

 

مِهر تو باعث خاموشی آتشـدان است

 

خارج از دست خلیل است ، گلستان شده را

 

 

 

گندم ری به تنور کرمت پخته شود

 

از تو داریم پس این مزرعه ی نان شده را

 

 

 

هرچه شد خرج حرم ارزش او بیشتر است

 

از طلا حرف نزن، نقره ی ایوان شده را

 

 

 

به درخانه ی تو بسته و وابسته شدیم

 

چه نیازی است به جنّت سگ دربان شده را

 

 

 

گر قرار است جبینش به قدومت نرسد

 

کافرش بیش نخوانیم مسلمان شده را

 

 

 

در محلّه خبر لطف تو بهتر پیچید

 

پخش کردند اگر قصه مهمان شده را

 

 

 

شدنی نیست کرم داشته باشی ، امّا

 

دستگیری نکنی دست به دامان شده را

 

 

 

پنجره ساخته ای دور ضریح کرمت

 

تا ببندند به آن زلف پریشان شده را

 

 

 

ما فقط ظاهری از اوج تو را می بینیم

 

گذری نیست به معراج ِ تو حیران شده را

 

 

 

جلوه ای کردی و زهرای پر از جذبه ی تو

 

تا قم آورد دل شاه خراسان شده را

 

 

 


برچسب‌ها: عاشقانه تلگرام, چت تلگرام, گپ تلگرام, لینک تلگرام
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و یکم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

- داغی اگر نبود که گریان نمی‌شدیم

     لطفی اگر نبود مسلمان نمی شدیم

       

     «یا ایّها الرّسول» بدون دعای تو

     از پیروان عترت و قرآن نمی شدیم

      

      یا اینکه گوشه چشم اباالفضل تو نبود

      ما از تبار حضرت سلمان نمی شدیم

       

      بی حبّ خاندان تو در خانه کَرَم 

      جایی نداشتیم و مهمان نمی شدیم

       

      ما امت تو ایم و علی هم کنار توست

      آئینه ات نبود نمایان نمی شدیم

       

      ما پای غربت نوه هایت نشسته ایم

      ورنه شبیه نم نم باران نمی شدیم

       

      هم ناله های امشب مولای امتیم 

      ما سوگوار رحلت بابای امتیم

       

      در جان مسلمین چو آذر گذاشتند

      بر جان شیعیان دو برابر گذاشتند

       

      آه از نهاد اهل ولایت بلند شد

      بر سینه تا که داغ پیمبر گذاشتند

       

      آقای من! بزرگ قبیله ز داغ تو

      بر روی خاک عرصه ی محشر گذاشتند

       

      هستی گریست تا نوه هایت رسیده و

      با گریه روی سینه ی تو سر گذاشتند

       

      تو باغبان امتی و جای اجر تو

      یک شاخه یاس را وسط در گذاشتند

       

      با رفتنت مصیبت زهرا شروع شد

      داغ پسر به سینه ی مادر گذاشتند

       

      در کوچه ها غرور علی را کسی شکست

      در کوچه بود فاطمه روی زمین نشست

 

 


برچسب‌ها: گپ تلگرام, کانال تلگرام, گروه تلگرام, لینک تلگرام
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و یکم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

 خوابی به رنگ تابش یک وحی ناگهان

برداشت برد نیمه شبم را به آسمان

 

از کوچه باغ نازک رؤیای من گذشت

گلتَن شکفته پیکری از جنس پرنیان

 

چیزی میان طعم لب و بوسه و تمشک

چیزی میان رنگ مِه و صبح و ارغوان

 

یک لا حریر پیرهنی از نخ خیا ل

در ناز و تاب و شرم رقیقی میان آن

 

کیفیتی چنان که درآغوشی از سراب

آهسته هی تکان بخورد می در استکان

 

بی تار و پود پیرهنی تازه بر تنی

از آن قماش واژه که گفتن نمی توان

 

اصلاً برای پیرهن و تن خیال کن

در قاب آب و آینه رنگین ترین کمان

 

یا نه میان هاله ای از حرمت و حریر

طاووس مستی از پر سیمرغ سایه بان

 

می رفت مثل سایه و از ریگ های راه

تا موج های حوضچه دنبال او دوان

 

گفتم سلام ! منظره یک جا درنگ کرد

غیر از درخت ناز که می رفت هم چنان

 

خواهش شدم سراسر و ماندم کنار او

گفتم کنار خواهش درمانده ام بمان

 

در کار خواب پهن شدم زیر خاطرش

گفتم  خودت بگو چه صدایت کنم فلان!

 

اینجا درنگ کرد نگاهش به من وزید

زان گونه ای که رو به گدایان خدایگان

 

با لهجه ای به رنگ نمی دانمی غریب

آهسته گفت : وه !چه نمی دانی ای جوان

 

یک نام  من الهه ی ناز ست گوش کن

بلبل هنوز می وزد از کوچه ی بنان

 

یک نام من گذشت شبی از تن گلاب

گم کرد راه خانه ی خود را گلابدان

 

یک نام من چکید لب چشمه ای زلال

تاریخ مانده در هوس عمر جاودان

 

یک نام من وزید کنار ضیافتی

مستند میز و سفره و مهمان و میزبان

 

یک نام من دهان شد و بر صورتی نشست

هر شاعری به صورتی افتاد در گمان

 

یک نام من شراب شد و واعظان مدام

در رفت و آمدند سر کوچه ی مغان

 

یک نام من غزل شد و شیراز قد کشید

در شورش معانی و شیرینی بیان

 

یک نام من تلاطم سقراط می شود

تا سربلند و شاد بخندد به شوکران

 

یک نام من به قهقهه در رفت و آمد ست

جایی میان گردن حلاج و آسمان

 

شب می کشید گنجه ی نام مرا به دوش

این ماه نقطه ای ست که افتاد از آن میان

...

می گفت و من تمام وجودم پیاله بود

غرق شراب از مژه تا مغز استخوان

 

دیدم که چشم من چه مکان محقری ست

آن روز زیر ریزش یک ریز لامکان

 

در های و هوی هر سر مویم جدا جدا

یک خانقاه مولوی مست دف زنان

 

بیرون زدم من از من و حق حق ددف ددف

دستم چنان چنین شد و پایم چنین چنان

 

وقتی به هوش آمدم از نو شروع کرد

گفتم مگو که مست شدم گفت نوش جان

 

 یک جبرئیل نام فرو ریخت بر دلم

هی داد زد بخوان و بخوان و بخوان بخوان

 

گفتم کدام نام تو... بر من نهیب زد

اقراُ به اسم ربک ...یکریز و بی امان

 

موسام کرد و صاعقه وار آمدن گرفت

تابید و تور کرد دلم را در آن میان

 

ناگاه در هجوم جنون وار نام او

شد تکه تکه این من محدود ناتوان

 

پیداست حال و روزِ در و سقف خانه ای

وقتی بزرگ تر شود از خانه میهمان

 

بیدار و بیقرار و سرازیر و سر به زیر

از کوه نور در تن سیلی شدم روان

 

باز آمدم دوباره به روی همان زمین

بستر، همان و کوچه، همان و زمین، همان

 

تا کی دوباره زیر شبم را زبر کند

خوابی به رنگ تابش یک وحی ناگهان

 


برچسب‌ها: چت تلگرام, گروه تلگرامی, گپ تلگرام, گروه کانال تلگرام
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و یکم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

 نه تنها جسم و جان فرسود، دل هم پير شد ما را

دعای خير مادر زود دامنگير شد ما را

 

نه ذوق می، نه در سر شوق دیدار چمن دارم

گل شاداب در پیری گل تصویر شد ما را

 

به قربان سرت ساقی، به ما هم گوشه‌ی چشمی

که مهلت رو به پایان است و نوبت دیر شد ما را

 

نمی‌دانم چه رازی بود در این سفره‌ی خالی

که چشم ما نشد سیر و دل از جان سیر شد ما را

 

جوانی را ندانم چیست، اما آنقدَر دانم

که تا شستیم لب از شیر، مو چون شیر شد ما را

 

مرا بس آرزوها بود زین عمر کم و دیدم

که آخر آرزوها خواب بی‌تعبیر شد ما را

 

مرا پا بر لب گور است و دل در بند گلرویان

ملامت‌گر نمی‌داند که این تقدیر شد ما را

 

به روی من "سهی" شد بسته بر هر در که رو کردم

دعا یارب به نفرین که بی‌تاثیر شد ما را؟

 

 


برچسب‌ها: عاشقانه تلگرام, چت تلگرام, گپ تلگرام, لینک تلگرام
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و یکم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

تصاویر جنگل گپ تلگرام

 

کانال تلگرام

 

تصاویر جنگل گپ تلگرام دلنوازان

تصاویر جنگل گروه تلگرام

جنگل زیبا گپ تلگرام

تصاویر گپ تلگرام

جنگل زیبای گپ تلگرام دلنوازان

گپ تلگرام و کانال تلگرام

گپ و کانال تلگرام دلنوازان

گپ و کانال تلگرام

گپ تلگرام دلنوازان کلیه اخبار و اطلاعات و تغییرات خود را از طریق همین وبلاگ به اطلاع کاربران خود خواهد رسانید


برچسب‌ها: جنگل گپ تلگرام, تصاویر جنگل کانال تلگرام, جستجوی گوگل دلنوازان, سرچ دلنوازان در اینستا
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

یخ ها شکست وآب شد اما نیامدی

من ماندم آفتاب شد اما ، نیامدی

 

صدها سوال داشتم این جا،نگفته ماند

یعنی سر ِ جواب شد اما ، نیامدی

 

آن قدر مانده ام که دلم نیمه های راه

از خستگی ، مجاب شد اما نیامدی

 

در سینه خاطرات ِ تو، بیداد می کند

لبخنده هات، قاب شد اما نیامدی

 

هی پل زدم که بگذری از شعرهای من

پل ها ، خراب شد اما ، نیامدی

 

خورشید و ماه بود ؛ ولی در میانشان

چشم ِ تو انتخاب شد اما نیامدی

 

ای چتر عاشقانه ی باران ِ گریه هام

گل ها ، گلاب شد اما ، نیامدی

 

با آن همه عطش که برای تو داشتم

هر چشمه ای سراب شد اما نیامدی

 

#سیدجلیل_سیدهاشمی

#فقط_شعر_و_غزل 

شما هم به جمع بیش از ۳۰۰۰ هوادار شعرِ عضوِ این کانال بپیوندید... 👇👇👇👇👇👇

@faghatsheroghazalیخ ها شکست وآب شد اما نیامدی

من ماندم آفتاب شد اما ، نیامدی

 

صدها سوال داشتم این جا،نگفته ماند

یعنی سر ِ جواب شد اما ، نیامدی

 

آن قدر مانده ام که دلم نیمه های راه

از خستگی ، مجاب شد اما نیامدی

 

در سینه خاطرات ِ تو، بیداد می کند

لبخنده هات، قاب شد اما نیامدی

 

هی پل زدم که بگذری از شعرهای من

پل ها ، خراب شد اما ، نیامدی

 

خورشید و ماه بود ؛ ولی در میانشان

چشم ِ تو انتخاب شد اما نیامدی

 

ای چتر عاشقانه ی باران ِ گریه هام

گل ها ، گلاب شد اما ، نیامدی

 

با آن همه عطش که برای تو داشتم

هر چشمه ای سراب شد اما نیامدی

 

 


برچسب‌ها: عاشقانه تلگرام, چت تلگرام, گپ تلگرام, لینک تلگرام
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

پای یک مسجد متروک بنای ده ماست

نوتر از منظره ها مقبره های ده ماست

 

خانه هامان گلی و پنجره هامان بسته

فقط این مسجد متروکه نمای ده ماست

 

کدخدای ده ما هرچه بگوید حق است

کدخدای ده ما نیست خدای ده ماست

 

کدخدا را چو خدا قبله حاجت کردیم

کدخدایی و خدایی که بلای ده ماست

 

ما از این زندگی آخر به خدا خسته شدیم

این صدا مختص من نیست صدای ده ماست

 

خاک نفرین شده ها مرکز طاعون زده ها

تخم آفت زدگی در گل و لای ده ماست

 

پدرم از ده بالا که غروب آمد گفت

هرچه بد بختی و درد است برای ده ماست

 

آی چوپان جوان خسته نباشی بنواز

فقط این نی لبکت لطف و صفای ده ماست

 

 


برچسب‌ها: لینک گروه تلگرام, لینکدونی تلگرام, لینک کانال تلگرام, لینک تلگرامی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

🔆 @Molana 🔆

جانا قبول گردان این جست و جوی ما را

 

بنده و مرید عشقیم برگیر موی ما را

 

بی ساغر و پیاله درده میی چو لاله

 

تا گل سجود آرد سیمای روی ما را

 

مخمور و مست گردان امروز چشم ما را

 

رشک بهشت گردان امروز کوی ما را

 

ما کان زر و سیمیم دشمن کجاست زر را

 

از ما رسد سعادت یار و عدوی ما را

 

شمع طراز گشتیم گردن دراز گشتیم

 

فحل و فراخ کردی زین می گلوی ما را

 

ای آب زندگانی ما را ربود سیلت

 

اکنون حلال بادت بشکن سبوی ما را

 

گر خوی ما ندانی از لطف باده واجو

 

همخوی خویش کردست آن باده خوی ما را

 

گر بحر می بریزی ما سیر و پر نگردیم

 

زیرا نگون نهادی در سر کدوی ما را

 

مهمان دیگر آمد دیکی دگر به کف کن

 

کاین دیگ بس نیاید یک کاسه شوی ما را

 

نک جوق جوق مستان در می‌رسند بستان

 

مخمور چون نیابد چون یافت بوی ما را

 

ترک هنر بگوید دفتر همه بشوید

 

گر بشنود عطارد این طرقوی ما را

 

سیلی خورند چون دف در عشق فخرجویان

 

زخمه به چنگ آور می‌زن سه توی ما را

 

بس کن که تلخ گردد دنیا بر اهل دنیا

 

گر بشنوند ناگه این گفت و گوی ما را

 

 


برچسب‌ها: چت تلگرام, گروه تلگرامی, گپ تلگرام, گروه کانال تلگرام
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم

                                      بند را برگسلیم از همه بیگانه شویم

جان سپاریم دگر ننگ چنین جان نکشیم

                                      خانه سوزیم و چو آتش سوی میخانه شویم

تا نجوشیم از این خنب جهان برناییم

                                       کی حریف لب آن ساغر و پیمانه شویم

سخن راست تو از مردم دیوانه شنو

                                       تا نمیریم مپندار که مردانه شویم

در سر زلف سعادت که شکن در شکن است

                                       واجب آید که نگونتر ز سر شانه شویم

بال و پر باز گشاییم به بستان چو درخت

                                        گر در این راه فنا ریخته چون دانه شویم

گر چه سنگیم پی مهر تو چون موم شویم

                                        گر چه شمعیم پی نور تو پروانه شویم

گر چه شاهیم برای تو چو رخ راست رویم

                                        تا بر این نطع ز فرزین تو فرزانه شویم

در رخ آینه عشق ز خود دم نزنیم

                                        محرم گنج تو گردیم چو پروانه شویم

ما چو افسانه دل بی‌سر و بی‌پایانیم

                                        تا مقیم دل عشاق چو افسانه شویم

گر مریدی کند او ما به مرادی برسیم

                                        ور کلیدی کند او ما همه دندانه شویم

مصطفی در دل ما گر ره و مسند نکند

                                        شاید ار ناله کنیم استن حنانه شویم

نی خمش کن که خموشانه بباید دادن

                                        پاسبان را چو به شب ما سوی کاشانه شویم

 

 


برچسب‌ها: گپ تلگرام, کانال تلگرام, گروه تلگرام, لینک تلگرام
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

آنچ دیدی تو ز درد دلم افزود بیا

ای صنم زود بیا زود بیا زود بیا

 

سود و سرمایهٔ من گر رود باکی نیست

ای تو عمر من و سرمایهٔ هر سود بیا

 

مونس جان و دلم بی‌رخ تو صبری بود

آتشت صبر و قرارم همه بربود بیا

 

غرض از هجر گرت شادی دشمن بودست

دشمنم شاد شد و سخت بیاسود بیا

 

گوهر هردو جهان! گرچه چنین سنگ دلی

آب رحمت ز دل سنگ چو بگشود بیا

 

نالهای دل و جان را جز تو محرم نیست

ای دلم چون که و که را تو چو داود بیا

 

شمس تبریز! مگو هجر قضای ازلست

کانچ خواهی تو قضا نیز همان بود بیا

 

شمس تبریز! که جان طال بقای تو زند

ماه دراعهٔ خود چاک برای تو زند

 

رحم عشق چو ویی را نبود هیچ رفو

صبر کن هیچ مگو هیچ مگو هیچ مگو

 

طلب خانه وی کن که همه عشق دروست

می‌دو امروز برین دربدر و کوی به کو

 

ای بسا شیر که آموختیش بز بازی

سوی بازار که برجه هله زیرک هله زو

 

آب خوبی همه در جوی تو آنگه گویی

بر در خانهٔ ما تخته منه جامه مشو

 

سیاهی غم ار شاد شوم معذورم

که ببردست از آن زلف سیه یک سر مو

 

روبرو می‌نگرم وقت ملامت بعذول

که دران خال نگر یک نظر ای جان عمو

 

شمس تبریز! چو در جوی تو غوطی خوردم

جامه گم کردم و خود نیست نشان از لب جو

 

شمس تبریز که زو جان و جهان شادانست

آنک دارد طرفی از غم او شاد آنست

 

ز اول روز که مخموری مستان باشد

ساغر عشق مرا بر سر دستان باشد

 

از پگه پیش رخ خوب تو رقاص شدیم

این چنین عادت خورشید پرستان باشد

 

لولی دیده بران زلف رسن می‌بازد

زانک جانبازی ازان روی بس آسان باشد

 

شکر تو من ز چه رو از بن دندان نکنم

کز لب تو شکرم در بن دندان باشد

 

ای عجب آن لب او تا چه دهد در دم صلح

چونک در خشم کمین بخشش او جان باشد

 

عدد ریگ بیابان اگرم باشد جان

بدهم گر بدهی بوسه چه ارزان باشد

 

شمس تبریز! بجز عشق ز من هیچ مجو

زان کسی داد سخن جو که سخن‌دان باشد

 

شمس تبریز چو میخانهٔ جان باز کند

هر یکی را بدهد باده و جانباز کند

 

ای غم آخر علف دود تو کم نیست برو

عاشقانیم که ما را سر غم نیست برو

 

غم و اندیشه! برو روزی خود بیرون جو

روزی ما بجز از لطف و کرم نیست برو

 

شادی هردو جهان! در دل عشاق ازل

درمیا کین سر حد جای تو هم نیست برو

 

خفته‌ایم از خود و بیخود شده دیوانه ازو

دان که بر خفته و دیوانه قلم نیست برو

 

ای غم ار دم دهی از مصلحت آخر کار

دل پر آتش ما قابل دم نیست برو

 

علف غم به یقین عالم هستی باشد

جای آسایش ما جز که عدم نیست برو

 

شمس تبریز اگر بی‌کس و مفرد باشد

آفتابست ورا خیل و حشم نیست برو

 

شمس تبریز! تو جانی و همه خلق تن‌اند

پیش جان و تن تو صورت تنها چه تنند

 

 


برچسب‌ها: مطالب تلگرام, مطلب کانال تلگرام, مطلب گروه تلگرام, مطلب گپ تلگرام
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

یادت برایم یک جهان ابر تر آورده

مرداد را برده به جایش آذر آورده...

 

هی میزند به شیشه ام رگبار سردش را

طوری شلوغش کرده انگاری سر آورده

 

غمگین ترم از مادری که جنگ، طفلش را

برده به جایش یک بغل خاکستر آورده

 

دلگیرم از کابوس تردیدی که قلبت را

هر روز گرم ماجرایی دیگر آورده

 

هرگز نفهمیدی که اصلا اهل ماندن نیست

مردی که اسم زندگی را کمتر آورده...

 

تو نیمه ی خالی لیوان منی بانو

رویای سردی که نخواهد شد برآورده...

 

آشفته ام مثل مسلمانی که فرزندش 

رو به سپاه یک عروس کافر آورده...

 

حق داری از لحن غزل هایم برنجی ،آه

تنهایی ام حرص خودم را هم درآورده....

 

 


برچسب‌ها: چت تلگرام, لینک تلگرام, عاشقانه های تلگرام, گپ تلگرام
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا

کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا

 

ملکی که پریشان شد از شومی شیطان شد

باز آن سلیمان شد تا باد چنین بادا

 

یاری که دلم خستی در بر رخ ما بستی

غمخواره یاران شد تا باد چنین بادا

 

هم باده جدا خوردی هم عیش جدا کردی

نک سرده مهمان شد تا باد چنین بادا

 

زان طلعت شاهانه زان مشعله خانه

هر گوشه چو میدان شد تا باد چنین بادا

 

زان خشم دروغینش زان شیوه شیرینش

عالم شکرستان شد تا باد چنین بادا

 

شب رفت صبوح آمد غم رفت فتوح آمد

خورشید درخشان شد تا باد چنین بادا

 

از دولت محزونان وز همت مجنونان

آن سلسله جنبان شد تا باد چنین بادا

 

عید آمد و عید آمد یاری که رمید آمد

عیدانه فراوان شد تا باد چنین بادا

 

ای مطرب صاحب دل در زیر مکن منزل

کان زهره به میزان شد تا باد چنین بادا

 

درویش فریدون شد هم کیسه قارون شد

همکاسه سلطان شد تا باد چنین بادا

 

آن باد هوا را بین ز افسون لب شیرین

با نای در افغان شد تا باد چنین بادا

 

فرعون بدان سختی با آن همه بدبختی

نک موسی عمران شد تا باد چنین بادا

 

آن گرگ بدان زشتی با جهل و فرامشتی

نک یوسف کنعان شد تا باد چنین بادا

 

شمس الحق تبریزی از بس که درآمیزی

تبریز خراسان شد تا باد چنین بادا

 

از اسلم شیطانی شد نفس تو ربانی

ابلیس مسلمان شد تا باد چنین بادا

 

آن ماه چو تابان شد کونین گلستان شد

اشخاص همه جان شد تا باد چنین بادا

 

بر روح برافزودی تا بود چنین بودی

فر تو فروزان شد تا باد چنین بادا

 

قهرش همه رحمت شد زهرش همه شربت شد

ابرش شکرافشان شد تا باد چنین بادا

 

از کاخ چه رنگستش وز شاخ چه تنگستش

این گاو چو قربان شد تا باد چنین بادا

 

ارضی چو سمایی شد مقصود سنایی شد

این بود همه آن شد تا باد چنین بادا

 

خاموش که سرمستم بربست کسی دستم

اندیشه پریشان شد تا باد چنین بادا

 

 


برچسب‌ها: چت تلگرام, لینک تلگرام, عاشقانه های تلگرام, گپ تلگرام
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

در هوایت بی‌قرارم روز و شب

سر ز پایت برندارم روز و شب

 

روز و شب را همچو خود مجنون کنم

روز و شب را کی گذارم روز و شب

 

جان و دل از عاشقان می‌خواستند

جان و دل را می‌سپارم روز و شب

 

تا نیابم آن چه در مغز منست

یک زمانی سر نخارم روز و شب

 

تا که عشقت مطربی آغاز کرد

گاه چنگم گاه تارم روز و شب

 

می‌زنی تو زخمه و بر می‌رود

تا به گردون زیر و زارم روز و شب

 

ساقیی کردی بشر را چل صبوح

زان خمیر اندر خمارم روز و شب

 

ای مهار عاشقان در دست تو

در میان این قطارم روز و شب

 

می‌کشم مستانه بارت بی‌خبر

همچو اشتر زیر بارم روز و شب

 

تا بنگشایی به قندت روزه‌ام

تا قیامت روزه دارم روز و شب

 

چون ز خوان فضل روزه بشکنم

عید باشد روزگارم روز و شب

 

جان روز و جان شب ای جان تو

انتظارم انتظارم روز و شب

 

تا به سالی نیستم موقوف عید

با مه تو عیدوارم روز و شب

 

زان شبی که وعده کردی روز بعد

روز و شب را می‌شمارم روز و شب

 

بس که کشت مهر جانم تشنه است

ز ابر دیده اشکبارم روز و شب

 

 


برچسب‌ها: عاشقانه تلگرام, چت تلگرام, گپ تلگرام, لینک تلگرام
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

آمده‌ای که راز من بر همگان بیان کنی

و آن شه بی‌نشانه را جلوه دهی نشان کنی

 

دوش خیال مست تو آمد و جام بر کفش

گفتم می نمی‌خورم گفت مکن زیان کنی

 

گفتم ترسم ار خورم شرم بپرد از سرم

دست برم به جعد تو باز ز من کران کنی

 

دید که ناز می‌کنم گفت بیا عجب کسی

جان به تو روی آورد روی بدو گران کنی

 

با همگان پلاس و کم با چو منی پلاس هم

خاصبک نهان منم راز ز من نهان کنی

 

گنج دل زمین منم سر چه نهی تو بر زمین

قبله آسمان منم رو چه به آسمان کنی

 

سوی شهی نگر که او نور نظر دهد تو را

ور به ستیزه سر کشی روز اجل چنان کنی

 

رنگ رخت که داد روز رد شو از برای او

چون ز پی سیاهه‌ای روی چو زعفران کنی

 

همچو خروس باش نر وقت شناس و

 پیش رو

حیف بود خروس را ماده چو ماکیان کنی

 

کژ بنشین و راست گو راست بود سزا بود

جان و روان تو منم سوی دگر روان کنی

 

گر به مثال اقرضوا قرض دهی قراضه‌ای

نیم قراضه قلب را گنج کنی و کان کنی

 

ور دو سه روز چشم را بند کنی باتقوا

چشمه چشم حس را بحر در عیان کنی

 

ور به نشان ما روی راست چو تیر ساعتی

قامت تیر چرخ را بر زه خود کمان کنی

 

بهتر از این کرم بود جرم تو را گنه تو را

شرح کنم که پیش من بر چه نمط فغان کنی

 

بس که نگنجد آن سخن کو بنبشت در دهان

گر همه ذره ذره را بازکشی دهان کنی

 

 


برچسب‌ها: مطالب تلگرام, مطلب کانال تلگرام, مطلب گروه تلگرام, مطلب گپ تلگرام
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما

افتاده در غرقابه‌ای تا خود که داند آشنا

 

گر سیل عالم پر شود هر موج چون اشتر شود

مرغان آبی را چه غم تا غم خورد مرغ هوا

 

ما رخ ز شکر افروخته با موج و بحر آموخته

زان سان که ماهی را بود دریا و طوفان جان فزا

 

ای شیخ ما را فوطه ده وی آب ما را غوطه ده

ای موسی عمران بیا بر آب دریا زن عصا

 

این باد اندر هر سری سودای دیگر می‌پزد

سودای آن ساقی مرا باقی همه آن شما

 

دیروز مستان را به ره بربود آن ساقی کله

امروز می در می‌دهد تا برکند از ما قبا

 

ای رشک ماه و مشتری با ما و پنهان چون پری

خوش خوش کشانم می‌بری آخر نگویی تا کجا

 

هر جا روی تو با منی ای هر دو چشم و روشنی

خواهی سوی مستیم کش خواهی ببر سوی فنا

 

عالم چو کوه طور دان ما همچو موسی طالبان

هر دم تجلی می‌رسد برمی‌شکافد کوه را

 

یک پاره اخضر می‌شود یک پاره عبهر می‌شود

یک پاره گوهر می‌شود یک پاره لعل و کهربا

 

ای طالب دیدار او بنگر در این کهسار او

ای که چه باد خورده‌ای ما مست گشتیم از صدا

 

ای باغبان ای باغبان در ما چه درپیچیده‌ای

گر برده‌ایم انگور تو تو برده‌ای انبان ما

 

 


برچسب‌ها: گپ تلگرام, کانال تلگرام, گروه تلگرام, لینک تلگرام
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم

 که چرا غافل از احوال دل خـویـشـتنـم

 

از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟

 به کجا می روم؟ آخر ننمایی وطنم

 

مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا

 یا چه بوده است مراد وی ازین ساختنم

 

جان که از عالم علوی است، یقین می دانم

 رخت خود باز برآنم که همانجا فکنم

 

مـرغ بـاغ ملـکوتم، نیـم از عالم خاک

 دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم 

 

ای خوش آنروز که پرواز کنم تا بر دوست

 به هوای سر کویش، پر و بالی بزنم

 

کیست در گوش که او می شنود آوازم؟

 یا کدامست سخن می نهد اندر دهنم؟

 

کیست در دیده که از دیده برون می نگرد؟

 یا چه جان است، نگویی، که منش پیرهنم؟

 

تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی

 یک دم آرام نگیرم، نفسی دم نزنم

 

می وصلم بچشان، تا در زندان ابد

 از سرعربده مستانه به هم در شکنم

 

من به خود نامدم اینجا، که به خود باز روم

 آنکه آورد مرا، باز برد در وطنم

 

تو مپندار که من شعر به خود می گویم

 تا که هشیارم و بیدار، یکی دم نزنم

 

شمس تبریز، اگر روی به من بنمایی

 ولله این قالب مردار، به هم در شکنم


برچسب‌ها: لینک گروه تلگرام, لینکدونی تلگرام, لینک کانال تلگرام, لینک تلگرامی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان

 

 

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را

تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را

 

نفسی یار شرابم نفسی یار کبابم

چو در این دور خرابم چه کنم دور زمان را

 

ز همه خلق رمیدم ز همه بازرهیدم

نه نهانم نه بدیدم چه کنم کون و مکان را

 

ز وصال تو خمارم سر مخلوق ندارم

چو تو را صید و شکارم چه کنم تیر و کمان را

 

چو من اندر تک جویم چه روم آب چه جویم

چه توان گفت چه گویم صفت این جوی روان را

 

چو نهادم سر هستی چه کشم بار کهی را

چو مرا گرگ شبان شد چه کشم ناز شبان را

 

چه خوشی عشق چه مستی چو قدح بر کف دستی

خنک آن جا که نشستی خنک آن دیده جان را

 

ز تو هر ذره جهانی ز تو هر قطره چو جانی

چو ز تو یافت نشانی چه کند نام و نشان را

 

جهت گوهر فایق به تک بحر حقایق

چو به سر باید رفتن چه کنم پای دوان را

 

به سلاح احد تو ره ما را بزدی تو

همه رختم ستدی تو چه دهم باج ستان را

 

ز شعاع مه تابان ز خم طره پیچان

دل من شد سبک ای جان بده آن رطل گران را

 

منگر رنج و بلا را بنگر عشق و ولا را

منگر جور و جفا را بنگر صد نگران را

 

غم را لطف لقب کن ز غم و درد طرب کن

هم از این خوب طلب کن فرج و امن و امان را

 

بطلب امن و امان را بگزین گوشه گران را

بشنو راه دهان را مگشا راه دهان را

 


برچسب‌ها: چت تلگرام, گروه تلگرامی, گپ تلگرام, گروه کانال تلگرام
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۸ توسط دلنوازان
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک